• پنج شنبه 16 مهر 05


زبانحال راهب -(در فکر گلی بودم و گلزار خریدم )

1419
-1

در فکر گلی بودم و گلزار خریدم 
گل خواست دلم، خرمن و خروار خریدم 
. 
در گلشن فردوس برین هم نفروشند 
این طرفه گلی را که من از خار خریدم 
. 
دیدم که به کف مایه و مقدار ندارم 
بهر دو جهان مایه و مقدار خریدم 
. 
دیگر نکشم ناز طبیبان جهان را 
زیرا که دوای دل بیمار خریدم 
. 
تا جلوه‌ فروشد به جهان، گوشه‌ی دیرم 
با ذرّه، مِهین مطلع انوار خریدم 
. 
در جلوه‌گری، غیرتِ خورشیدِ سپهر است 
ماهی که من از کوچه و بازار خریدم 
. 
حیف است که با درهم و دینار بسنجم 
هر چند که با درهم و دینار خریدم 
. 
خاک دو جهان بر سر صرّافِ فلک باد! 
سر بود که با قیمت دستار خریدم 
. 
سودایی از این‌گونه که دیده است به عالم؟ 
کم دارم و این دولت بسیار خریدم 
. 
خلق دو جهان گر بخورد غبطه، عجب نیست 
چیزی که خدا بود خریدار، خریدم 
. 
شاید که چو من، راهبی اسلام برآرد 
چون رأس حسین از کف کفّار خریدم 
. 
در ماتمش از دیده، چرا خون نفشانم؟ 
آخر سر یار است ز اغیار خریدم 
. 
دیگر نکنم واهمه‌ی حشر که این سر 
شمعی است که از بهر شب تار خریدم 
. 
از سرّ حقیقت، مگر آگه شوم امشب 
زر دادم و گنجینه‌ی اسرار خریدم 
. 
ای دیده‌! تو را گر سر و سودای تماشاست 
آیینه‌ی صد عزّت و ایثار خریدم 
. 
دوزخ دگری راست که دربست بهشتی 
امشب من از این لشگر خون‌خوار خریدم 
. 
«نظمی»! ز هنر هر چه به بازار جهان بود 
سنجیدم و این طبع گُهربار خریدم 

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:5
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران