• پنج شنبه 16 مهر 05


شعر حضرت رقیه سلام الله علیها -(رقیه ای تو جوهر جلالت و جلالها)

1007

رقیه ای تو جوهر جلالت و جلالها 
رقیه ای تو اکمل کمال هر کمالها 
. 
تو شاهباز قاف دل که پر زدی به اوج جان 
مگر رسد به اوج تو ز پر زدن خیالها 
. 
مگر که پیک حق کند به سحر خود مدد مرا 
نگارم از تو شمّه ای خلاصه ی خصالها 
. 
ز همت بلند تو به آزمون تشنه گی 
خدایرا که تشنه شد به لعل تو زلالها 
. 
جلالت علی و هم وقار فاطمی مگر 
بود ز شان و هیبت تو در جهان مثالها 
. 
به حیرتم سه ساله ات چگونه من بخوانمت 
که پیر دهر را بود غم تو از محالها 
. 
تو آنکه درد را ز پا فکندی از صبوریت 
که سر فرو بیاورد به پیش تو جبالها 
. 
چه غم ترا که عاقبت به شامگاه وصل یار 
شکسته گر بلور جان به سنگ غم ملالها 
. 
تو عاشقی که سر ز پا ندانی از وصال یار 
نگنجد عشق را سخن به دفتر و مقالها 
. 
به روزگار غربت و فراق و حسرت پدر 
خوش است جان بگیردت نویدی از وصالها 
. 
چو بلبلی به وصل گل به گلشن وجود تو 
وزیده از وصال گل نسیمی از شمالها 
. 
به سالها بنالی از غم برادران خود 
که گم شد از سپهر جان دو همچو جان هلالها 
. 
فغانی از تبار نور چه خرد و چه کبارشان 
به عمر خویش دیده ام چه جودها نوالها 

  • پنج شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 9:43
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران