• چهارشنبه 15 مهر 05


مصائب شام -(ای فخر کائنات! گذر کن دمی به شام )

1448

ای فخر کائنات! گذر کن دمی به شام 
ما را اسیر بین، تو ایا سیّد انام! 
. 
دانند شامیان ز جفا، خون ما حلال 
بگذر به ما که گشته به ما زندگی، حرام 
. 
دردم نه یک، نه صد، نه هزار است، این سفر 
زین درد بی‌شمار، برت بشمرم کدام؟ 
. 
در بزم عام، ز اهل و عیال تو، این گروه 
آن یک کنیز خواهد و آن دیگری غلام 
. 
اولاد خود ز کینه‌ی اعدا، دو دسته بین 
جمعی، شهید کوفه و برخی، اسیر شام 
. 
اطفال ما گرسنه، شب و روز، تشنه‌لب 
یک شب کسی نداد به ایشان به شام، شام 
. 
رأس حسین و دُرد شراب، این ‌چه حالت است؟ 
نه دهر دون، سر آمد و نه عمر ما، تمام 
. 
لعل حسین و چوب جفا، زین ستم به ما 
نه پای استقامت و نه دست انتقام 
. 
طعن سنان و جور یزید و جفای شمر 
ما را انیس و مونس و یار است، «و‌السّلام» 
. 
آن گه یزید، حقّ نبی را بهانه کرد 
سوی مدینه، آل علی را روانه کرد 
. 
. 

  • یکشنبه
  • 31
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 14:3
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران