• چهارشنبه 15 مهر 05

 ابوالفضل عباسی معروفان

متن شعر ترکی دیر راهب -(روشن از نور رخت دیر مسیحاست حسین )

945

روشن از نور رخت دیر مسیحاست حسین 
جان فدای تو عزادار تو عیساست حسین 
. 
ای که شد قاتل تو آنکه مسلمانی کرد 
کافرش خوان که مسلمان تو ترساست حسین 
. 
دانی این راس بخون خفته که بر دیر آورد؟ 
با تو مهمان به سرا مریم و سارا است حسین 
. 
باز دردی دگر آورد چنین آمدنت 
آتش زخم تو در سینه زهراست حسین 
. 
از سر نیزه فرود آمدی ای نیزه سوار 
نگران سر تو زینب کبراست حسین 
. 
صورتت حلقه خاکستر و خون کرده حصار 
هاله بر دور و بر ماه چه زیباست حسین 
. 
باز صد شکر که از لشگریان صف عشق 
راس عباس و علی اکبرت اینجاست حسین 
. 
پا به پای سر تو شهر به شهر آمده اند 
تا نگویند لئیمان تک و تنهاست حسین 
. 
از جلای سر تو سر الهی پیداست 
تو ذبیح اللهی و شان تو والاست حسین 
. 
راهب آورد گلاب و سر خونین تو شست 
شست و با شانه غم موی تو آراست حسین 
. 
گفت ای راس به خون خفته که هستی ؟ عجبا 
محنتی داری و این دیر غم افزاست حسین 
. 
من شنیدم که تو را تشنه شهیدت کردند 
این حدیث از لب خشکیده هویداست حسین 
. 
مضطرب نیستم امشب تو بخواب آهسته 
نگرانی من از ماتم فرداست حسین 
. 
. 

  • یکشنبه
  • 31
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران