• پنج شنبه 16 مهر 05


حبل المتین دین -(از ذکر کربلا به دل افزون شود کَرَب (1) )

1006

از ذکر کربلا به دل افزون شود کَرَب (1) 
سوزد زبان چو آورم نام حسین به لب 
. 
بستند آب را که از آن وحش و طیر خورد 
آل نبی ز تشنگی آمد به تاب و تب 
. 
نا کس یکی ز اهل زمانه یزید دون 
کُشت آن که آمد از همه، آفاق مُنتخب 
. 
از بهر کشتن تو دلیلی نداشتند 
این جنگ ، با تو بی جهت و قتل ، بی سبب 
. 
گردید کشته زادۀ حَبلُ المَتین دین 
ازظلم و جور زادۀ حَمّالت الحطب 
. 
ای گشته بهرشرح غمت لال ناطقه 
ای مانده از حکایت تو عقل در عجب 
. 
رأس تو را به نیزه نمودند کو به کو 
گاهی به کوفه گاه به شام و گهی حلب 
. 
تا اهل بیت میر عرب شد اسیر شام 
زین ماجرا عجم ،زده صد طعنه برعرب 
. 
می زد یزید چوب ، بر آن لب که بارها 
بوسیده بود جدّ گرامیش درج لب 
. 
(1) کَرَب : 
لغت‌نامه دهخدا 
کرب . [ ک َ رَ ] (از ع ، اِ) غم . اندوه . اضطراب و وحشت . کَرب : 
جهان به کام تو باد و فلک مطیع تو باد 
موافق از تو به راحت عدو ز تو به کَرَب. (فرخی) 
. 

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران