غريب حسين غريب حسين
قاسم ديده زخون وانما
با عمو گفتگو و آغاز نما
اى به خفته به جاى پدرت
ببين عمو آمده بالاى سرت
قاسم اى نور دو چشم تَرِ من
نيستى كم ز على اكبر من
واى بر من كه چه آمد به سرم
شرمسارم به خدا از پدرم
مادرت خون شده از غم جگرش
عمه ات خاك نمايد به سرش
- دوشنبه
- ۱۸
- دی
- ۱۳۹۱
- ساعت
- ۱۶:۲۱
- نوشته شده توسط
- یحیی
ارسال دیدگاه