نشد جهل این جهان هم سدّت، اباعبدالله
که علم عالم نبود در حدّت، اباعبدالله
تو هم جنگیدی شبیه جدّت، اباعبدالله
وقتی ذوالفقار علی، میشه واژههای شما
روی خاکا لشکر جهل، میافته به پای شما
جنود جهل از رجزت درمانده
جنود عقل تو لشکرت آمادهن
زُراره و ابوبصیر و جابر
همیشه در پشت سرت ایستادهن
«اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله»
ای صبح صادق، روح حقایق، اباعبدالله
رییس مذهب، قرآن ناطق، اباعبدالله
عجینه هیأت، با قال الصادق، اباعبدالله
پای هر حدیث شما، میشه زندهتر دل ما
موجیم که تو اوج خطر، منبر میشه ساحل ما
قسم به عشق، قسم به نور، یا مولا
نمیشیم از راه تو دور، یا مولا
ایشالا که بین بقیعِ آباد
بگیریم از عشق تو شور، یا مولا
«اباعبدالله، اباعبدالله، اباعبدالله»
- سه شنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:56
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا خورشیدیفرد


ارسال دیدگاه