ای تو ای محبوب بیهمتای من
سرور و سالار من مولای من
ای به من از هر کسی نزدیکتر
مهرت از دلواپسی نزدیکتر..
روزگاری در نماز و در وضو
قرب درگاهت مرا بود آرزو
در طلب عمری به هرجا سر زدن
عاشقانه این در و آن در زدن..
ای عزیز و ای علیم و ای قدیر
ای تو بیهمتا و ای تو بینظیر
راحت روح سبکباران تویی
آشنای دیدهبیداران تویی
ای کلامت در کمال راستی
کاش بودم آنچه تو میخواستی
هرچه رفت از عمر با زحمت گذشت
حیف از آن عمری که در غفلت گذشت..
- سه شنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 3:0
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمد جواد محبت


ارسال دیدگاه