سرگشته تشنهلب خسته روسیاه
سوی سامرای تو آوردم پناه
عطر غریب تو با دل آشناست
این خاک از تبسمت سُرَّ مَن رَءاست
از ازل عاشق این عشیرهام
مؤمن جامعهٔ کبیرهام
من، عبد دل سپردهم، آقا کم آوردم
دردامو واسه هیچکسی غیر از تو نبردم
باز، راهم بده مولا، آغوش تو دریاست
من که نمک از سفرهٔ اطعام تو خوردم
چه بهشتی حرمته
مثه بارون کرمته
روی چشمام قدمته
امامِ هادی
«یا امامِ هادی، امامِ هادی»
آغاز من تو و پایانم تویی
ایمان و قیامت و قرآنم تویی
میباره آسمون از لطف شما
پیدا تو نگاهته لبخند خدا
با اشارهٔ تو میوزه نسیم
کار تو کرامته یابن کریم
تو، آیینهٔ نوری، مظلوم و صبوری
دلگرم مناجات شب و غرق حضوری
تو، گنجینهٔ علمی، تو معنی حلمی
تُو غربت سامرا دعاگوی ظهوری
روی دوشم علم تو
خوشه این دل با غم تو
چه غریبه حرم تو
امامِ هادی
«یا امامِ هادی، امامِ هادی»
- سه شنبه
- 15
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 3:17
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین عباسپور


ارسال دیدگاه