• دوشنبه 18 خرداد 05

 یوسف رحیمی

واحد حضرت ام کلثوم(س) -(کربلا بود و یک کاروان بی‌پناه )

3

کربلا بود و یک کاروان بی‌پناه 
کربلا بود و یک قافله اشک و آه
کودکان یتیم و غریب و اسیر
مانده حیرت‌زده در دل خیمه‌گاه

کمر بر استقامت بسته زينب
که یک‌دم هم ز پا ننشَسته زينب
اگر زينب پناه کاروان بود
تو هم بودی عصای دست زينب

«آه و واویلتا، از غم کربلا» 


کوفه بود و غم و غربتی بی‌امان
قلبت آتش گرفت و شدی خطبه‌خوان
«وَیلَکُم» گفتی و اهل کوفه شدند
دل‌پریشان و گریان و آشفته‌جان

ميان شهر پیچیده صدايت
طنین حیدری خطبه‌هایت
تمام کوفه، بانو زير و رو شد
چنان که اشک‌ها شد هم‌نوايت

«آه و واویلتا، کوفه شد کربلا»


شام غم‌ها زده شعله‌ها بر دلت
در خرابه شده اشک و غم حاصلت
مانده بر جانت از کوفه داغی اگر
داغ طشت طلا شد ولی قاتلت

سه‌ساله رفت و زد آتش به جانت 
فدای اشک‌های بی‌امانت
نداری طاقت ماندن که این غم
دگر برده ز دل تاب و توانت

«آه و واویلتا، از دیار بلا»

شاعر: یوسف_رحیمی 
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 3:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 5.50 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری سه شنبه 15 اردیبهشت 1405 08:04

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران