• دوشنبه 18 خرداد 05


غزل کربلا -(در سرم پیچیده باری، های و هوی کربلا)

5

در سرم پیچیده باری، های و هوی کربلا
می‌روم وادی به وادی رو به سوی کربلا

می‌روم افتان و خیزان، از دل بن‌بست‌ها
جاده‌ای پیدا کنم تا جست‎وجوی کربلا..

ترسم این بیراهه‌ها با خویش مشغولم کنند
«بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

من نمی‌دانم کی‌ام یا از کجایم، هر چه هست
آب‌رو می‌آورم از خاک کوی کربلا

مانده در گوشم صدای پای «هل من ناصر»ی
خواهم اکنون تا شوم لبیک‌گوی کربلا

بغض تاریخم، نباید در خودم ویران شوم
باید آوازی بخوانم با گلوی کربلا

در سرم شوری دگر برپاست، شمشیرم کجاست؟
«بر مشامم می‎رسد هر لحظه بوی کربلا»


 نغمه پیشنهادی در قالب واحد

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.10 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405 00:51

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران