لبریز اشک و آهم
ای تنها تکیهگاهم
تو این همه رنج و غصه
تویی تنها پناهم
با قلبی پر از اندوه و غم
تو رو صدا زدم
با اشکام خدایا دمبهدم
تو رو صدا زدم
با این حال و روز مضطرم
تو رو صدا زدم
یا رب دلم تنگه
یا رب دلم خونه
حال دل من رو
کی جز تو میدونه؟
«خَلّصنِی یا الله»
قلبم بیتاب و خسته
از غم در خون نشسته
داغِ دوری از عزیزام
دل منو شکسته
از تو این سیاهچال ستم
صدامو میشنوی
دارم شکوهها از دشمنم
صدامو میشنوی
یا رب، نَجِّنِی، یا ذَالکَرم
صدامو میشنوی
این دستای بسته
داره حکایتها
از کینۀ هارون
دارم شکایتها
«خَلّصنِی یا الله»
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:6
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه