ای مهربانی هم، شرمندۀ مهرت، تا روز محشر
از تو چه گویم من، وقتی که گفته از قدر تو کوثر
بانوی جود و رحمتی
تو شافع این اُمتی، صبح قیامت
تو برتر از هر سورهای
مستوره و منصورهای، جانها فدایت
تو که اسوهای به عالم بالاتر از کمالی
بِاَبی اَنتِ و اُمّی و نَفسی و مالی
وصف تو ناممکن، قدر تو ناپیدا، ای جان طاها
ای سورۀ کوثر، ای هستی حیدر، اُم ابیها
با گردش دستاس تو
جاریست رزق نُه فلک، از خانۀ تو
با شوق عطر یاس تو
شد کعبۀ حور و ملک، کاشانۀ تو
شده مَهر تو دو عالم، تو مِهر بیزوالی
بِاَبی اَنتِ و اُمّی و نَفسی و مالی
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:18
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
سید رضا حسینی


ارسال دیدگاه