خونباره چشمای من
از ماتمت، از داغ غمت
آتیش زده منو، اشک دمادمت
بمیرم برادر
که کشتۀ زهر جفا شدی
غریب مدینه
شهید ظلم و کینهها شدی
چل ساله که مدام، خونه دلت
داغ مادرمون، شد قاتلت
لا یَومَ کَیَومِکَ...
برادرم، ای ماه حرم
آروم قلب من، نور چشم ترم
یه روزی میاد که
غریب میمونی بین دشمنا
فدای غریبیت
شهید تشنهکام کربلا
باید برای تو، خون گریه کرد
با روضههای تو، خون گریه کرد
شاعر: جمعی_از_شاعران
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:57
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه