ای داغ عالم در نگاهت
قربان بغض و اشک و آهت
هیهات اگر تنها بمانی
من یکتنه هستم، کُلّ سپاهت
آه شد عید قربانم
قربان تو جانم
پای تو میمانم
«جانم حسین جانم»
هستم برادرجان کنارت
گلهای باغم بیقرارت
این دو علی، این دو برادر
در قلب میداناند، چون ذوالفقارت
باز، رزمی چنان حیدر
عزمی چنان جعفر
میدان شده محشر
«میدان شده محشر»
جانم چه رزم بینظیری
جانم چه فرزند دلیری
جانم به شاگرد علمدار
جانم چه کراری، جانم چه شیری
ای جانم به این هیبت
جانم به این شوکت
جانم به این غیرت
«جانم به این غیرت»
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:37
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
سید علی محمد نقیب


ارسال دیدگاه