یک لبخند تو دوای منه
باز وقت خدایی شدنه
رو لبهام ذکر یا حسنه
میدونم
همیشه لب تو خندونه
خونۀ تو پُرِ مهمونه
با کریما کارا آسونه
معروفه سفرهداریش توی مدینه
این خونه تو مدینه مثل نگینه
هر سائلی سر این سفره میشینه
دل خوش کرده دنیا به کرمت
جنّتم سایۀ علمت
تو قلبم آباده حرمت
این شبها
خواب حرمتو میبینم
پای ضریح تو میشینم
رؤیای تو شده تسکینم
مدیون یک نگاهت عالم و آدم
زنده میشه دل من وقتی دمادم
دور مزار پر نور تو میگردم
دل در بند و آزادۀ تو شد
این عالم سجادۀ تو شد
پیغمبر دلدادۀ تو شد
میبخشی
درست مثه خدا میبخشی
حتی به دشمنا میبخشی
بگو منو آقا میبخشی؟
من جز خودت به غیری دل نسپردم
جز نون سفرۀ تو چیزی نخوردم
جز محضرت به جایی شکوه نبردم
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:58
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین عباسپور


ارسال دیدگاه