• دوشنبه 18 خرداد 05

 یوسف رحیمی

واحد امام کاظم(ع) -(با سجدۀ تو هر سحر، روشن شده زندان غم)

2

با سجدۀ تو هر سحر، روشن شده زندان غم
با تو داره عطر بهشت، حتی سیاه‌چال ستم

پر و بال روح تو اسیر نشد بین قفس
چه دلای مرده‌ای رو زنده کردی هر نفس

ای دست تو مشکل‌گشا، باب الحوائج
حتی تو زندان بلا، باب الحوائج



شبی که زنجیر ستم، به پای تو خون گریه کرد
چشمای آسمون تا صبح، برای تو خون گریه کرد

تو قنوت نمازت مگه چی خواستی از خدا؟
که آخر با چشم بارونی شدی حاجت‌روا

دلتنگی خیلی این روزا، موسی بن جعفر
برای دیدن رضا، موسی بن جعفر



حتی تن پاک تو هم، شد روضه‌خون کربلا
مونده سه روز روی زمین، جسم مطهرت آقا

به فدای پیکری که مونده بود بی‌پیرهن
پیکری که شد با خاک و خون و بوریا کفن

ای کشتۀ دور از وطن، غریب مادر
ای یوسف بی‌پیرهن، غریب مادر

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 2:4
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.26 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری پنج شنبه 17 اردیبهشت 1405 06:35

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران