دل بیقرارِ معراج چَشمت
دشمن فراری باشد ز خشمت
ای ناصرِ دین خدا
در خلقوخو نبی، در شجاعت چو مرتضی
هر کسی رزم تو را دید، یاد حیدر افتاد
«ها عَلیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر» را سر داد
«ای امید دل بابا، یا علی اکبر»
راز دلم را هرگز نگفتم
وقت اذانها یادت میافتم
زیباترین، حس حضور
ای سرو قامتت چون پیمبر طوبای نور
با جمال نبوی دل میبری از بابا
از همان روز ولادت، محو تو شد سقا
«ای امید دل بابا، یا علی اکبر»
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:39
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا خورشیدیفرد


ارسال دیدگاه