یا کاشف الهَمّ، بیتو تباهم
یا کاشف الغَمّ، غرق گناهم
به عشق حر، من آمدم
نه تو نمیکنی از در خانهات ردم
«شادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیست
جنت بی تو عذابش، از جهنم کم نیست»
«باَبی اَنت و اُمّی، یا اباعبدالله»
میآمد عابس، در بین میدان
فریاد میزد، اینگونه از جان:
«حُبُ الحسین اَجَنَّنی»
یعنی بدان تو سنگ که بر سینه میزنی!
ای کسی که غیر شورِ عشق تو در دل نیست
«هر کس از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست»
«باَبی اَنت و اُمّی، یا اباعبدالله»
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:51
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا خورشیدیفرد


ارسال دیدگاه