خدا کاش، صبری بده به مرتضی
چشایِ ابری بده به مرتضی
کنارت، قبری بده به مرتضی
توی همون کوچه کنارت، مُردم
وقتی زمین خوردی زمین میخوردم
آه، روی لبم مونده فقط،
آه، حرف دل من خط به خط،
آه، جدا شدم زهرا ازت
میخونم، قرآن سر مزار تو
نگا کن، اشکای بیقرارتو
چقد زود، سحر میشه کنار تو
راحت شدی از غصههای دنیا
مونده علی با غصۀ تو زهرا
آه، دنیا شده مثل قفس
آه، رفتی چه زود ای همنفس
آه، دیگه علی بیفاطمهس
سوزونده، خیلی دلم رو داغ تو
میدونی، سخته چقدر فراق تو؟
میگیره، حسین همش سراغتو
با گریههاش زهرا دل من، خونه
خونه نگو باید بگی غمخونه
آه، این اشک و آهمو ببین
آه، میسوزه سینه با همین:
«آه»، منم امیرالمؤمنین
- پنج شنبه
- 17
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 21:57
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا خورشیدیفرد


ارسال دیدگاه