خیلی غریبی، در بین دنیا
وقتی صحیفه مهجوره، حتی میونِ
ما هیأتیها
وقتش رسیده با چشمای تر
صحیفه رو باز کنیم تا سحر
دلا رو پرواز بدیم تا بقیع
عزا بگیرم با خمسعشر
نوحه بخونیم، با سجاده
ذکر لب ما، یا سجاده
خاموش کردند، با زهر صداتو
دیگه تمومه تنهاییت، آغوش بابات
بازه براتو
تازه شده داغ خون خدا
مدینه دیگه شده کربلا
گریه داره از غم رفتنِ
امام سجاد، امام بکا
مظلوم اماما، غریب آقام
مسموم اماما، غریب آقام
شاعر: رضا_خورشیدیفرد
نغمهپرداز: محمدرضا_رضایی
- شنبه
- 19
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:24
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
رضا خورشیدیفرد


ارسال دیدگاه