سلام ای نور بیکران، سلام ای عشق جاودان
نگاهت روشنای دل، کلامت روشنای جان
دلم را تو رساندی، در خانۀ زهرا
در این سینه نشاندی، خودت عشق علی را
دل من خورده گره به قرآنت
محب فاطمهام، مسلمانت
«عزیز خدایی، خاتم الانبیایی»
گلم را تا خدا سرشت، مرا دلبستهات نوشت
عبادتگاهت آسمان، حیاط خانهات بهشت
بخوان نام خدا را، خدا عاشق این است
تویی عبد خدا و خدا با تو عجین است
دلیل خلقت آسمان بودی
ولی همبازی کودکان بودی
دلم بوی خدا گرفت، به اعجازت شفا گرفت
نفسهای معطرت، جهانم را فرا گرفت
تویی مقصد عالم، تویی مبدأ دوران
جهان با تو یقین یافت، بشر با تو شد انسان
به خاک مردۀ دل، تو جان دادی
خدایت را به بشر نشان دادی
- یکشنبه
- 20
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 21:44
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین عباسپور


ارسال دیدگاه