• دوشنبه 18 خرداد 05


واحد حضرت عبدالله بن حسن(ع) -(ببخش اگر که نشد)

6

ببخش اگر که نشد
دست به شمشیر بشم و بیام میدون
ولی به جاش میارم
یه سپر برا تو با تن و با جون

میام میدون، یه چشم اشکه یه چشم دیگه‌م خونه
میام میدون، اومدم فدات بشم خدا می‌دونه
ببین کارِ جهان، شده وارونه

مثه قاسم از تو می‌کنم حمایت
اولین زائرم اومدم زیارت
سر می‌ذارم روی سینه‌ت تا شهادت

«حسین جانم»



شلوغه دور و برت
تا دیدم تنهایی پر زدم اینجا
رد صداتو عمو
از حرم گرفتم اومدم اینجا

گل زهرا، اومدن یه عده باز سوی تو انگار
نمی‌ذارم، که بشه روضه‌های مدینه تکرار
نذار دنیا، بشه، رو سرم آوار

واسۀ چی با ماها دارن سر جنگ
زدنت جماعت بی‌دین صدرنگ
پیرمردا با عصا جوونا با سنگ

«حسین جانم»



ببین بابام اومده
دیگه وقتشه برم خداحافظ
به جای من تو بگو
به همه اهل حرم خداحافظ

خداحافظ، خوبه عمرم کنار تو تموم می‌شه
عموجونم، عمر هرکی بی‌تو باشه حروم می‌شه
شهادت واسه تو، آبروم می‌شه

نور چشمای یه آقای کریمم
تو نذاشته بودی حس کنم یتیمم
توی کربلات حالا منم سهیمم

«حسین جانم»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.85 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری دوشنبه 21 اردیبهشت 1405 02:59

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران