• دوشنبه 18 خرداد 05

 طاها تحقیقی

شهادت حضرت رقیه(س) -( دیگه از گریه هام، معلومه حالم بده)

7

بند اول:

دیگه از گریه هام، معلومه حالم بده
کبوده صورتم، زجر انقدر، سیلی زده

سرمم زخمیه، از بس موهامو کشید
بابایی اون که سرت، رو با نامردی برید

بی هوا میزدن
تا میگفتم «بابا» میزدن
بی بهونه تو راه و تو خواب
با مشت و ضرب پا میزدن

جون دادم با یه چیز
وقتی میگفتن بهم کنیز
تو کشته شدی و ما اسیر
اما شد دشمنمون عزیز

وای
نبودی بابا توی بازار
ما رو بردن تو چشم انظار
یهودی ها با حرفای زشت
خیلی ماها رو دادن آزار

وای (کجا بودی بابا حسینم ۴)

بند دوم:

از همون شب که بابا تو صحرا گم شدم
شبا میترسم حتی از سایه ی خودم

اگه لکنت زبون، دارم وقت صحبتم
از ترس زجر بوده که، اینطور غرق وحشتم

رنگ از چهرم پرید
تا دیدم بالا سرم رسید
فریاد کشید و قلبم گرفت
از ترس اونجا نفسم برید

خیلی نامهربون
بود و میزد منو بی امون
انقد به پهلوهام زد لگد
مثل زهرا قدم شد کمون

وای
هرچی گفتم بابایی بابا
عمو هم حتی نبود اونجا
هیچکسی واسه کمک به من
نیومد اون شب توی صحرا

وای (کجا بودی بابا حسینم ۴)

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 1:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 2.11 MB
تعداد بازپخش 1
تاریخ بارگذاری چهارشنبه 23 اردیبهشت 1405 06:10

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران