• چهارشنبه 15 مهر 05


امام جواد(ع) -(مرا مرید نوشتند اگر مراد تویی)

105

مرا مرید نوشتند اگر مراد تویی
همیشه بر سر این کمترین زیاد تویی
کسی که عشق به قلب گدا نهاد تویی
خدای جود و کرم ، ایّهَاالجواد تویی

شبیه ایل و تبارم به تو گرفتارم
قسم که دست از این عشق برنمی‌دارم

ز لطف خود به تمنّا جواب می‌دادی
به دشمنان به مدارا جواب می‌دادی
تمام مسئله‌ها را جواب می‌دادی
به شبهه‌ها تو چه زیبا جواب می‌دادی

به جز تو هیچ‌کسی را چنین کمال که نیست
یقین مقام امامت به سن و سال که نیست

چو آفتاب به ظلمت همیشه تابیدی
شبیه ابر شدی روی شهر باریدی
به باد هیبت سلطان به خود نلرزیدی
به جز خدا به‌خدا از کسی نترسیدی

بزرگی‌‌ات همه تحقیر کرد ملعون را
وقار چشم تو کوچک شمرد مامون را

نظر به تشنگی تو چرا نمی‌کردند؟
چرا نگاه بر آن زخم‌ها نمی‌کردند
ز گریه کردنت آنجا حیا نمی‌کردند
به دست‌وپا زدنت اعتنا نمی‌کردند

دوباره همسری از زهر همسری افتاد
میان حجره امام مطهّری افتاد

چه شد مقابل چشم امام رقصیدند؟
چه شد که چند کنیز و غلام رقصیدند؟
به امر یک زن بی‌احترام رقصیدند
به وقت بردن تو سوی بام رقصیدند

به یاد محنت بزم حرام افتادم
به یاد هلهله‌ی شهر شام افتادم

به جسم مانده رهای تو که سنان نزدند
هزار شکر عصایی بر آن دهان نزدند
و یا که حداقل چوب خیزران نزدند
مخدّرات تو را بین این و آن نزدند

به دست‌های عزیزان تو طناب نبود
پس از شهادت تو حرفی از شراب نبود

  • پنج شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید



ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران