میخوام بخونم از آقایی
که خِیرُ خوبیش زبون زده
هرکی حاجتی برده پیشش
دست رد به سینه اش نزده
جوون امام رضا
همه آبروموازتودارم
جوون امام رضا
برکت ورِزق بی شمارم
جوون امام رضا
برس به دادِدل زارم
(جوون امام رضا
نوکرتواَن ایلوتبارم)
پناه قلب شکسته
امیددلهای خسته
یه کاری کردی ازقدیم
مهرت به دلم نشسته
اِبن الرضامولامدد
تشنگی اَمونتو برید
ناله هاتوهیشکی نشنید
میزدی توحجره دستوپا
هیچکسی به دادت نرسید
جوون امام رضا
حتی تویه خونتم غریبی
جوون امام رضا
داری آقا یه حالِ عجیبی
جوون امام رضا
دلبیقراروبی شکیبی
زخمیه بالوپرتو
صدازدی مادرتو
بال کبوترهاشده
سایبونِ پیکرتو
اِبن الرضامولامدد
زمونه یاری نکردباهات
رمق نمونده دیگه برات
غرق آهودرتابوتبی
حسین حسینه رویه(ذکر) لبات
جوون امام رضا
رولب توجای خیزرون نیست
جوون امام رضا
انگشترت دست ساربون نیست
جوون امام رضا
بدن تودیگه غرق خون نیست
میگی بادردومحن
سلام یاعریان بدن
خداروشکرآخرش
به تن داشتی پیرهن
آقام آقام آقام حسین
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 20:33
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
مصطفی اسماعیلی


ارسال دیدگاه