بند اول
جان ها به فدای تو
ای یارِ خراسانی
ما ریزه خور خوانت
موریم و سلیمانی
سر سلسله ی عشقی
ای حضرت سلطانم
نجوای همه عالم :
ای جان رضا جانم
ای جان رضا جانم ای جان رضا جانم
بند دوم
تا سید و سالاری
از جمله گدایانیم
ما ریزه خوره خوان
آقای کریمانیم
در بند توییم ، هستیم
از هر دو جهان آزاد
دردت به سر نوکر
سلطان به سلامت باد
سلطان به سلامت باد سلطان به سلامت باد
بند سوم
پر شد حرم از زائر
غوغاست و نورانی
اما حرمی ست امشب
بی زائر و مهمانی
ای کاش در آنجا هم
گلدسته و ایوان بود
قبر پدرِ قاسم
ای کاش در ایران بود
ای جانم حسن جانم ای جانم حسن جانم
بند چهارم
گلدسته ؛ رواق ؛ ایوان
گنبد ؛ همه از خاک است
آنجا که چراغی نیست
شبهاش چه غمناک است
آنجا که کبوتر ها
سرگشته و حیرانند
بال و پرشان خاکی
بی آب و غذا مانند
ای جانم حسن جانم ای جانم حسن جانم
بند پنجم
زخم حسن آن دوران
در کوچه نمک میخورد
که مادر خود را دید
سیلی و کتک میخورد
با ضربه ی پا مادر
افتاد به رویش در
با گریه حسن می گفت:
ای وای جوان مادر
ای وای جوان مادر ای وای جوان مادر
بند ششم
از کینه ی آن قنفذ
شد رنگ رخش نیلی
بر روی زمین افتاد
مادر پس از آن سیلی
شد همهمه در کوچه
از خنده ی یک لشکر
فریاد زدم با اشک :
ای وای جوان مادر
ای وای جوان مادر ای وای جوان مادر
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 21:54
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه