آخ که چقد دلتنگم ، آخ که چقد دلخونم
آخ که دلم بی تابه ، برا تو آقا جونم
از وقتی رفتی چشمام ، داره هوای بارون
خسته بودی میدونم ، راحت بخواب آقاجون
پائیزه بعد تو ، دیگه همه فصول آقا
رسیدی کربلا ، زیارتت قبول آقا
از وقتی رفتی هر شب ، به این امید خوابیدم
کاشکی میشد توو خوابم ، لبخندت و میدیدم
پر میزنه دل واسه ، اون چهره ی نورانیت
آخ که بمیرم واسه ، وضعیت جسمانیت
حاجت قلب تو ، دیگه شده وصول آقا
رسیدی کربلا ، زیارتت قبول آقا
پیشمرگِ تو بودم من ، ای کاش که میتونستم
حسرتمه کاش بیشتر ، قدرت و میدونستم
دلت رو خون میکردیم ، باز ولی میخندیدی
از بس خوبی میدونم ، که همه رو بخشیدی!
جاه و مقام تو ، موند تا ابد مجهول آقا!
رسیدی کربلا ، زیارتت قبول آقا
- پنج شنبه
- 24
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 22:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
بهمن عظیمی


ارسال دیدگاه