بانگِ غرور و غیرتِ بسیار می رسد
دارد صدای لشکرِ مختار می رسد
در چارراهِ "حقِ" خیابانِ "معرفت"
از هر طرف اباذر و عمّار می رسد
خونخواهیِ حسین،هواخواهیِ یزید
انگار کربلاست...به تکرار می رسد
باور کنید مسئله ی فتحِ خیبر است
هرجا که نامِ حیدرِ کرّار می رسد
رازی ست بعد نصرُ منّ الله،بی گمان-
فتحی قریب بر دلِ انصار می رسد
دشمن به هر دری بزند،رد نمی شود
لطفِ خداست،از در و دیوار می رسد
حاشا بماند این علمِ عشق،بر زمین
چون اصلِ این علم،به علمدار می رسد
آنقدر دیدنی ست شبِ با شکوهِ شهر
"انکار" هم به عرصه ی "اقرار" می رسد
حس میکنم شبیه مسیرِ زیارت است
آرامشی عظیم، به زُوّار می رسد
یک لحظه نیز،لنگ نمانده ست کارِ ما
در این وطن، امام رضا، کار می رسد...
قدری دگر بایست برادر، که قرن هاست
صبحِ سپید،بعدِ شبِ تار می رسد
- شنبه
- 26
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 1:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه