• دوشنبه 18 خرداد 05


واحد حضرت مسلم(ع) -(تنها شدم و از غمه تو می بینی چقدر تا شدم)

8

تنها شدم و
از غمه تو می بینی چقدر تا شدم و 
من غریب ترین مرده تو دنیا شدم و
من زخمیه از زخم زبون ها شدم و 

تنها شدم و

ریختن رو سرم 

این لحظه ها اسم تورو تنها می برم 
واسه کشتنه من  شلوغ شده دو رو برم 
از حال تو آقا چند روزه بی خبرم 

ریختن رو سرم

برگرد
، مولا، 
لتماس من رو بشنو اقا
زینب ،
 میشه 
، بعد تو دیگه اسیر صحرا
کاشکی ،
 میشد،
برگردی نیای عزیز زهرا

ای وای ای وای ای وای حسین عزیز زهرا



بی وفا شدن

اهل شهر کوفه خیلی بی حیا شدن
برای کشتن تو همه یک صدا شدن 
همه آماده ی رفتنه کربلا شدن 

بی وفا شدن 


وای از سره تو 

کاش لا اقل همراه نیاری  دختره تو 
کاش نبینه زیره دست و پا پیکره تو 
نبینه غارت پیرهن و انگشتر تو 

وای از سره تو 


کاشکی 
نیای.
 به این شهر ه پر از از فریب و نیرنگ
اهله 
این شهر
 همه آماده میشند برای جنگ 
اینا 
میان 
به استقبال تو با نیزه و سنگ 
 

ای وای ای وای ای وای حسین عزیزه زهرا 


غرق خون میشی

از رو مرکبت با صورت سر نگون میشی 
به زیره دست و پا شکسته استخون میشی
جلوی خواهرت آخر تو  نیمه جون میشی 

غرق خون میشی 


میبره سرت 

ضربه می زنه با خنجر روی حنجرت
شمر بی حیا راه می‌ره روی پیکرت
پیشه چشم های غرق به خونه خواهرت

تیرو‌ 
خنجر
. سهم تنه تو میشه تو گودال
زیره
 مرکب
 میشه پیکره پاکت  لگد مال 
از بس 
نیزه 
می خوری میری تو آخر از حال 

ای وای حسین ای وای حسین ای وای حسین عزیز. زهرا 

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 2:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.53 MB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری شنبه 26 اردیبهشت 1405 07:17

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران