صورت به صورت قتلگاه گذاشت
ارباب بی کفن
رمقی میون زانو هاش نداشت
شاه دور از وطن
از تشنگی آروم بهم میزد
پلکای خسته شو
شمر اومد که با یه نیزه وا کنه
حلقوم بسته شو
نالش پیچید تو آسمون
مادرش شده روضه خون
آروم آروم میکشتنش
با حوصله دم اذون
بیچاره شد ، تو قتلگاه زینبشم ، آواره شد
مادر رسید ، یه جای سالم رو تنش ، اما ندید
ای وای حسین وای حسین وای حسین وای حسین
ای کاش که مصیبتای قتلگاه
باشه دیگه دروغ
شاه از روی ذولجناح خورده زمین
دورش شده شلوغ
تو شیب گودال وقتی میومد
خواهر زمین میخورد
تو خورجین کهنه ای خولی پست
اومد سرش رو برد
زخم روی تنش عمیق
حرمله زد تیر و دقیق
با قصد قربت اومدن
بردن تنش رو زیر تیغ
بلوا شدش ، سر بریدن سرش ، دعوا شدش
هی پا میخورد ، مثل یک کهنه پیراهن ، هی تا میخورد
مظلوم حسین ، وای حسین وای حسین وای حسین
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 3:6
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
امیر رضایی


ارسال دیدگاه