وقتایی که مرغ دل عاشق من
مثل کبوتری تو کنج قفسه
برای پر زدن تو اوج آسمون
یه ذکر یا امام رضا برام بسه
ضربان، دل مجنون،
مثل آهنگِ قطارِ تا به مشهد
مرغ قلبم، میزنه پر
روی سقاخونه و ایوون و گنبد
باهمهآلودگیام
اذن دخول من فقط یک کلمهست
محض رضایت رضا
ذکر لبای من فقط یا فاطمهست
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجاء درماندگان
دور مران از در و راهم بده
السلطان، مولانا امام رضا
چی میشه یه گوشه کنار حرمت
به این شکسته بال و پر لونه بدی
منم "کبوتر حرم" باشم آقا
لطف کنی به من آب و دونه بدی
کنج صحن، انقلابت
میشنم زُل میزنم به سقاخونه
گوش کنیدکه، میرسه باز
صوت دلنشینی از نقارهخونه
خوشبحالِ، اون کسیکه
در به دره دلش برا بابالجواد
خوشبحالِ، اون که گرفت
حاجتشو از حضرت ابالجواد
ای که حریمت به مثل کهرباست
شوق و سبکخیزی کاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
السلطان، مولانا امام رضا
حرفای آخرم رو میخوام بزنم
اونم اینه که دل ما گرم شماست
ایران اسلامی اگر حرم باشه
مرکز این حرم علیموسیالرضاست
سایهتو، روسرماست
عمریه به زیر سایه شمائیم
دست به سینه، سراپائین
همگی رو به روی گنبد طلائیم
توحضرت،رئوفیو
ما همگی دخیل احسان توایم
ما همه در، پناه تو
معتکف گوشه ایوان توایم
لشگر شیطان به کمین منست
بیکسم ای شاه پناهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی
جملهی حاجات مرا هم بده
السلطان، مولانا امام رضا
شاعر : نصیر_حسنی خوشبخت
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 3:15
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه