ای پناه بی پناها
ای امید نا امیدا
این خزون قلب ما تا تو نیای بهار نمیشه
منتظر روی ماهیم
جمعه ها چشم انتظاریم
بیچاره اونیه که به عشق تو دچار نمیشه
بسمه دوری
تا کی صبوری
درد دلم جز با ظهور دوا نمیشه
ای تکیه گاهم
من چشم به راهم
هیچکی به جز تو منجی دنیا نمیشه
حال من خیلی بده
دنیا واسم غمکده
غم به چشمام سر زده
یا ابن الحسن
بی تو شد روزم سیاه
دور شدم از نور ماه
از تو میخوام یک نگاه
یا ابن الحسن
یا ابن الحسن یا ابن الحسن یا ابن الحسن آقا بیا
دور شدم من از کنارت
نیستم آقا بیقرارت
تو همیشه آقاجون هوای من رو خیلی داشتی
از همه من دیگه خستم
قلب تو خیلی شکستم
هیچ موقع برای نوکرت آقا تو کم نزاشتی
نگذار رها شم
از تو جدا شم
کرببلا که رفتی ما رو هم دعا کن
ای صاحب ما
مراقب ما
ما رو اگه میشه آقا یکبار صدا کن
جمعه ها دلگیر شدن
جوونامون پیر شدن
از زمونه سیر شدن
یا ابن الحسن
گریه های بی صدا
روی لب ها ربنا
ای آقا هستی کجا
یا ابن الحسن
- یکشنبه
- 27
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 3:22
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
امیر رضایی


ارسال دیدگاه