ما در دل میدانیم با مشت گره کرده
حامیّ دلیرانیم با مشت گره کرده
ایران ایران ایران ....
میدان نشود خالی از غُرّش ایرانی
دریا نشود آرام از نعره توفانی
سنگر نشود ساکت از نغمه ایمانی
ما حافظ ایرانیم با مشت گره کرده
ایران ایران ایران ....
ما مقتدر و بیدار داریم حضور اینجا
تا محوِ جنایتکار داریم حضور اینجا
تاهست چنین پیکار داریم حضور اینجا
آری همه می مانیم با مشت گره کرده
ایران ایران ایران ....
از بودنِ در میدان ما خسته نمی گردیم
جان بر کف میدانم جز عشق نیاوردیم
ای دشمن دون بنگر شیران هماوردیم
پیوسته خروشانیم با مشت گره کرده
ایران ایران ایران ....
ما منتقم رهبر از دشمن غَدّاریم
در راه علی اکنون چون میثم تمّاریم
در پیش ستمگرها شمشیر به کف داریم
ما بر سر پیمانیم با مشت گره کرده
ایران ایران ایران ....
ما در کف این میدان جان بهر وطن داریم
از پرچم این میهن بنگر که کفن داریم
بگذشته به راه او جانی که به تن داریم
رهپوی شهیدانیم با مشت گره کرده
ایران ایران ایران ....
- سه شنبه
- 29
- اردیبهشت
- 1405
- ساعت
- 0:19
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمود تاری


ارسال دیدگاه