دوباره وقت نوحه و دمه
بازم بساط غم فراهمه
مدینه رنگ غم گرفته و
تو سینهها یه بغض مبهمه
دلا شکسته و
بارونیه چشای شیعهها
یه باره دیگه رفت
فضای روضهها تو کوچهها
یه درب سوخته شد
دلیل نالهها و گریهها
غریب (آقـــام 4)
نشسته غم توی دل همه
که زنده شد عزای فاطمه
شکسته حرمت یه پیرهمرد
هم فاطمیه هم محرمه
میون شعلهها
زنده شده عزای کوچهها
میسوزه خونه و
پیچیده دود و آه و شعلهها
خدا رو شکر نزد
آتیش به دامنای بچهها
غریب (آقـــام 4)
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 2:58
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه