دیده ها گریان از غم صادق
ما عزادار ماتم صادق
آه و واویلا آه و واویلا
سینه ها غرق آه و افغان است
از غم صادق دیده گریان است
آه و واویلا آه و واویلا
آتش افتاده بر تنش از زهر
شد عزادارش موسی جعفر
آه واویلا آه و واویلا
نیمه شب بین کوچه ها بردند
پیرمرد دل خسته آزردند
آه واویلا آه و واویلا
با جسارتها قلب من خستند
چون علی دستان مرا بستند
آه و واویلا آه و واویلا
بین شعله سوخت بال پروانه
آتش افتاده بین این خانه
آه و واویلا
بین آتش افتاده ام در تب
حال زارم چون عمه ام زینب
می دوانیدم خسته در آنشب
چون سه ساله در پشت آن مرکب
آه واویلا آه و واویلا
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 3:23
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین کریمی نیا


ارسال دیدگاه