جلوی چشم مردم شهر
با غربت امام و بردن
یه ذره حق نون و نمک
اینا به جا نیاوردن
بین این همه یه هارون
میشه براش بلاگردون
بقیه هم تو این امتحان
یکی یکی زمین خوردن
مظلومیت رو ما خوندیم توی مقاتل
شهر خدا انگار شده شهر اراذل
سجاده ی مولامون زیر پای باطل
امام گرفتار دشمنا
پس چهار هزار شاگرد کجان
دیگه کار آقا تمومه
بگید برا تشییع بیان
مظلوم ابا عبدالله
شیخ الائمه پا برهنه
آواره ی کوچه ها بود
میون این دیار غربت
مگه یه یار با وفا بود؟
با اینکه روضه ی آقا
مصیبت عظماس ولی
خود آقا امام صادق
روضه خونِ کربلا بود
عرش و فلک باهم فدا جد غریبش
شد قاری رو نیزه ها جد غریبش
روضه میخوند آقا برا جد غریبش
رمق برا جد ما نموند
تشنگی دست و پا گیر شد
تا حمله ی حرومیارو
به سمت خیمه دید پیر شد
مظلوم ابا عبدالله
- شنبه
- 2
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 3:30
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمد قاسمی


ارسال دیدگاه