ای مرد آسمان ، اَلغوثُ اَلاَمان
ای لطف بیکران ، اَلغوثُ اَلاَمان
ای وعده ی خدا ، آمین هر دعا
از ظلم ظالمان ، اَلغوثُ اَلاَمان
از خون کودکان ، از آه مادران
بر لب رسیده جان ، اَلغوثُ اَلاَمان
در بارش ستم ، در اوج درد و غم
شد آه بی کسان ، اَلغوثُ اَلاَمان
از خون هر شهید ، بر گوش ما رسید
این نغمه هر زمان ، اَلغوثُ اَلاَمان
راز حماسه ها ، این استغاثه ها
یا صاحب الزمان ، اَلغوثُ اَلاَمان
ایران ذوالفقار ، آماده پای کار
بر ما بده توان ، اَلغوثُ اَلاَمان
بر جان ما نفس ، فریاد ما برس
ای منجی جهان ، اَلغوثُ اَلاَمان
ما را تویی پناه ، بر ما نما نگاه
آقای عاشقان ، اَلغوثُ اَلاَمان
یا طَلعَةَ ٱلرَّشید . شد خون هر شهید
بر راه تو روان ، اَلغوثُ اَلاَمان
با داغ رهبرم ، با دیده ی ترم
شد ورد هر زبان ، اَلغوثُ اَلاَمان
پیروز در نبرد ، ایران اگر شود
دستت بُوَد عیان ، اَلغوثُ اَلاَمان
بر شیعیان مدد ، نام تو می شود
کابوس دشمنان ، اَلغوثُ اَلاَمان
نَشکوا بِمَحضَرِکْ ، اَلمُستَغاثُ بِکْ
ای حیدری نشان ، اَلغوثُ اَلاَمان
مادر تو را صدا ، زد بین شعله ها
با قامت کمان ، اَلغوثُ اَلاَمان
زینب تو را صدا ، زد بین کوچه ها
در بین شامیان ، اَلغوثُ اَلاَمان
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 0:42
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
حسین رحمانی


ارسال دیدگاه