ای وایم ای وای با دل خسته
اسد پیمبر از پا نشسته
قامت رشید حمزه
شد ز تیغ کینه مثله
دل مصطفی شکسته
یا رسول الله
آه و واویلا
گفتا پیمبر، نیاید خواهر
به دیدارِ این، جسمِ برادر
که ندارد طاقت خواهر
بیند نعش برادر
که شده بهخون شناور
یا رسول الله
آه و واویلا
کربلا اما، آمده خواهر
در قتلگاهِ جسمِ برادر
ای وای از دلِ زینب
که جانش آمد بر لب
از جسمِ نامُرتّب
یا رسول الله
آه و واویلا
هم نیزه خورده، هم تیغ و دشنه
هم شده کشته، با کام تشنه
تنِ بیسر تَهِ گودال
شده زیرِ پا لگدمال
پیشِ زنان و اطفال
یا رسول الله
آه و واویلا
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 14:58
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمود ژولیده


ارسال دیدگاه