بند_اول
قال الصادق فی روایته
انتظار فرج عبادته
فرموده آقا ثامن الحجج
انتظار یعنی تعجیل فرج
آخر شب تاریک سحر میگردد
جان دادن ما پر از ثمر میگردد
گفتند که آخرین نبرد است آری
دارد پسر فاطمه بر میگردد
ای روح جان افزا سلام
ای مقتدای این قیام
برخیز و مرحب را بزن
با ذوالفقار انتقام
بند_دوم
خوش به حال إبن مهزیار
با عشق تو ، میشه رستگار
کاش من همچون اویس قرنی
ولی با یک فرق ، یابن الحسنی
کی لحظهی دیدار مهیا میشه
کی صورت زیبات هویدا میشه
رفتند و آمدند بهاران سالی
کی غنچهی این دلا شکوفا میشه
نور چشم زهراء بیا
جان و جانان ما بیا
ای شمع قبر فاطمه
مولانا سلطانا بیا
کاری_مشترک:
مجتبی_آری
محمدرضا_مصطفوی
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 16:46
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه