بند۱:
گفتم ببین تنهاتر از قبلم
گفتی بیا آغوش من بازه
گفتم گرفتار گناهامم
گفتی که میبخشم بیاندازه
آخه از من
مگه به غیر سرکشی دیدی؟
در خونت
تا بردم اسمتو تو بخشیدی
بده حالم
(کسی نفهمید و تُو فهمیدی)۲
دلیل حال خوب من خدایا
ببخش منو یا غافر الخطایا
یه کربلا روزی بندت بکن
یا سیدی یا رازق البرایا
(یا سیدی یا رازق البرایا)
بند۲:
تا چشم وا کردم داره میره
از حالا دلتنگ سحرهاشم
بیدار میکردی منو یک ماه
شاید به تو نزدیکتر باشم
نگیر از ما
خدایا اون چشای بیدارو
قسم میدم
تو رو به لحظههای افطارو...
قسم میدم
تو رو به روضهی علمدارو....
کی دیده تشنه لب بمونه سقا؟
تو حسرت لبش بمونه دریا
تموم روزه دارای تو عالم
فدای خشکیِ لباش، خدایا
(فدای خشکیِ لباش، خدایا)
بند۳:
خون میکنه قلب علمدارو
لبهای خشک طفل شیرخواره
ای کاش مشک آب سالم بود
ای کاش میشد مشکو برداره
خداحافظ
عزیز برادر حسین، عباس
خداحافظ
تموم لشکر حسین، عباس
خداحافظ
امید آخر حسین، عباس
غمت شکسته قلب انبیا رو
زمین زده عمود خیمهها رو
الهی که خدا به حق دستات
بیاره صاحب الزمان ما رو
(بیاره صاحب الزمان ما رو)
- سه شنبه
- 5
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 23:37
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه