بند_اول
هر ثانیه هستم به یاد تو
می بینی اشکامو که می ریزه
با تو بهاره چهار فصل من
بی تو تموم سال پاییزه
رنگ عجیبی دادی آقا تو به زندگیم
من دوست دارم فقط تو رو صداکنم کریم
دل تنگتم همش می افتم یاد اون قدیم
دلتنگ یا حسینای زمون بچگیم
یا لیتنا کنا معک حسین سالار زینب
بند_دوم
یاد غمت گریون و بی حالم
میسوزه قلبم واسه بی یاریت
اشکام میاد وقتی می افتم من
یاد هزاران زخمای کاریت
از تشنگی شد آسمون مثل دخان و دود
دور و برت صدای خنده های قاتل بود
دور و بر خیمه پر از لات و ارازل بود
سمت مخدرات تو نگاه باطل بود
یا لیتنا کنا معک حسین سالار زینب
پشت و پناه سید الاحرار
نفس زدن هات قوت خیمه
دریا به ساحل رو که آوردی
اسمت فقط شد حسرت خیمه
عموی خوب بچه ها رفته که برگرده
اما قد تای حسین بیچارشون کرده
قول داده با مشکش میاد عموی ما مرده
نگاه غمبار حسین اما پر از درده
یا لیتنا کنا معک حسین سالار زینب
- چهارشنبه
- 6
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 0:16
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه