بند_اول
یه نگاه عاشقونه
تو به ما گداها بنداز
میبینی برات میمیریم
ای آقای دست و دل باز
توی مشهد تو انگار
رو پر فرشته هاییم
عطر سیب توی صحنت
یعنی مهمون شماییم
هر جا رو زدم نشد بندازی رومو زمین
دوست دارم به مشهدت بگم بهشت برین
منم خاک پاتو ، یه دنیا فدا تو
میمیرم برا تو ، چی میخواد دیوونه
الا شهریارم ، بزرگ دیارم
دل بی قرارم ، پیش تو بمونه
"طبیبم رضاجان"
بند_دوم
بطلب تو سالی یکبار
شاید آقا فرصتی شد
شفای مادرم آقا
یه غذای حضرتی شد
نمک سفره ات و عشقه
هر چی داریم از همونه
قاب عکسی از ضریحت
برکت خونه هامونه
دل هر کسی بشه جلد کسی که بخواد
دل من گوشه ی دنجِ زیر قبه میخواد
امیر امیران ، منم از فقیران
تویی شاه ایران ، منم خونه زادت
نرنجون گدا رو ، بده عیدی ها رو
یه شب کربلا رو ، تو رو به جوادت
"طبیبم رضاجان"
- جمعه
- 8
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 15:35
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه