• دوشنبه 18 خرداد 05

 محمد مبشری

مناجات -(یه گدا با بی نوایی ، اومده برا گدایی)

2

یه گدا با بی نوایی ، اومده برا گدایی 
می دونم من بدم اما ، تو خدایی تو خدایی

تو خدای مهربونی ، درد دل ها رو می دونی 
اینو از همه شنیدم ، هیچ کسی رو نمی رونی 

می دونی دلم سیاهه ، کوله بار من گناهه 
فاصله بین من و تو ، تو خودت گفتی یه آهه

اشک و آه رمز وروده ، کار تو رحمت و جوده 
اگه گفتم یا اللهی ، همه از لطف تو بوده 

منم و یه قلب پر غم ، منم و یه اشک نم نم 
من کی ام ، که میگم هر دم ، ذکر تو تموم عالم 

عالمو تو آفریدی ، همه رحمت و امیدی 
تو تموم اهل دنیا ، جز گناه از من ندیدی 

از گناهِ چشم و گوشم ، از خطای عقل و هوشم
بگذر از تموم جرمم ، ای خدای پرده پوشم 

ندارم چشم بهاری ، ندارم یه اشک و زاری 
ای همه معصیت از من ، تو به رومَم نمیاری 

مهربونیت بی نظیره ، دل به مهر تو اسیره 
تا یکی میگه خدایا ، عاشقت برات می میره 

چی شد اون ندای یارب ، چی شد اون ذکرِ روی لب 
کجا رفت راز و نیاز و ، گریه های نیمه ی شب 

من با این بارِ گناها ، جا ندارم بین خوبا 
روسیاه روسیاهم ، از تو دور شدم خدایا 

حالا قلب خسته دارم ، گره های بسته دارم 
همراه کوه گناهم ، توبه ی شکسته دارم 

حالا که پشیمونم من ، می بینی پریشونم من 
من و ببخش ای خدایا ، هر چی باشه مهمونم من 

ای تو از همه کریم تر ، از گناه همه بگذر 
قسمت میدم خدایا ، حق زهرا حق حیدر 

  • سه شنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 22:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 257.53 KB
تعداد بازپخش 0
تاریخ بارگذاری چهارشنبه 13 خرداد 1405 03:27

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران