• دوشنبه 18 خرداد 05

 محمدرضا سروری

حضرت رباب(س) -(بر سر گهواره خونین و خالی)

6

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

مهد می جنبانی و طفلی خیالی   تا به کی باید بنالی؟

اشک می ریزی چرا در این حوالی  تا به کی باید بنالی؟

کن رها یک لحظه این آشفته حالی  تا به کی باید بنالی؟

گریه منما جان من با هر سوالی  تا به کی باید بنالی؟

با دلی خونین و با قدی هلالی تا به کی باید بنالی؟

غصه را دِه با صبوری انتقالی  تا به کی باید بنالی؟

******

طفل از کف داده ای سخت است می دانم رباب

من که خود هم در کنارت نوحه می خوانم رباب

باید از سوز و گدازت کم کنی ای مهربان

مثل کوهی زیر غم ها با تو می مانم رباب

 

مادری و بی قراری     مثل باران بهاری

اشک خون از دیده باری   تا به کی باید بنالی؟

 

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

******

خیره کمتر شو به این گهواره تابت می بَرد

با نِیِ دل ناگرانی حسِّ خوابت می بَرد

مادر غمدیده ای هستی دچار اضطراب

بی‌قراری نور چشمان پُر آبت می بَرد

 

مادری و داغ داری      در میان آه و زاری

دل به اندوه می سپاری    تا به کی باید بنالی؟

 

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

******

اشک ریزی را رها کن صبر و طاقت پیشه کن

فکر این جا مانده ها با قلبِ مثل شیشه کن

چارة درد جدایی را صبوری کن رباب

ناله کمتر کن به احوال حرم اندیشه کن

 

مادری و غصه باری   داده از کف شیر خواری

غرق داغِ بیشماری      تا به کی باید بنالی؟

 

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

******

قلب زارت را به تیر بی قراری خون مکن

با نگاه کردن به قنداقه غمت افزون مکن

مادری می دانم و داغِ برابر دیده ام

خانة دل را به آوار عزا گلگون مکن

 

مادری و غم نثاری   غصه بر هم می گذاری

از غم اصغر فگاری     تا به کی باید بنالی؟

 

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

******

نیمه شب با گریه یاد اصغرت افتاده ای

صبح تا شب با فغان دیگرت افتاده ای

آب می بینی ولی از خوردنش دوری کنی

یاد طفل تشنه کام پرپرت افتاده ای

 

مادری و فکر یاری    تشنگی شد زخم کاری

از عزیزت شرمساری     تا به کی باید بنالی؟

 

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

******

از فراز دیده ها این ابر خون باران ببر

خوابِ غم از آسمانِ چشم بیداران ببر

سروری با اقتدار و افتخار آید پدید

ناله و اندوه و ماتم از دل یاران ببر

 

مادری و ناله داری    یک گلستان لاله داری

حسرت آلاله داری    تا به کی باید بنالی؟

 

بر سر گهوارة خونین و خالی  تا به کی باید بنالی؟

******

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 1:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری

برای بارگذاری فایل در سایت اکانت مداحی بسازید


حجم فایل 1.06 MB
تعداد بازپخش 2
تاریخ بارگذاری چهارشنبه 13 خرداد 1405 06:21

ارسال دیدگاه



ورود با حساب گوگل

ورود کاربران