بند1
شبای مهمونی داره میگذره
نشه از بخشش تو جا بمونم
قلبم از گناه شده شبیه سنگ
که میخوام گریه کنم، نمیتونم
ای خدا امون بده _ به چشام بارون بده
من یه گمراهم خودت مسیر تو نشون بده
ندارم جز تو پناه _ شده پروندهم سیاه
دستمو بگیر که دستای منو بسته گناه
این شبا بازه خدا / درای رحمت تو
برای بخشیدنم / میکشم منّت تو
(ربنا اغفر لنا)
بند2
تو میگیری دست جامونده هارو
تو نمیذاری کسی آوارهشه
اگه نیمه شب گدا در بزنه
معلومه خیلی گره تو کارشه
اومدم من سر به زیر _ توی معصیت اسیر
فارحم عبدک الضعیف الهی تحویلم بگیر
منو امشب نزنو _ بخر این سینه زنو
همیشه حسین تو گرفته دستای منو
بیا تا سحر نشد / منو ای خدا ببخش
بیا اشتباهمو / به امام رضا ببخش
(ربنا اغفر لنا)
بند3
شب قدر امیدمون به فاطمه است
فکر بچه ها همیشه مادره
فاطمه عزا گرفت توو آسمون
گریه هاش برای داغ حیدره
خونیه شال علی _ وخیمه حال علی
فاطمه با قدّ خم اومده دنبال علی
میریزه خون از سرش _ زخمیِ بال و پرش
گریه میکنه یاد کوچه و داغ همسرش
غصه هاش توو دلشه / خیلی غم دیده علی
آخه فاطمهش رو با / قد خم دیده علی
(فاطمه فاطمه جان)
- چهارشنبه
- 13
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:57
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه