آبروم نجفه
روز و شب حسرتم و آرزوم نجفه
مامنم نجفه
بعد مردن می دونم مدفنم نجفه
از عالم ذر گشته معین هدفم من
مجنون علی ام به خدا با شرفم من
سر پیش کسی غیر علی خم ننمودم
دل بسته ی ایوان طلای نجفم من
کس و کارم حیدر، ایل و تبارم حیدر
غم ندارم آقا وقتی تو رو دارم حیدر
من غلام خونه زاد تو و بچه هاتم
تویی سلطانم و صاحب اختیارم حیدر
یا علی یا حیدر
--------
زندگیم علیه
بهترین بهونه ی بندگیم علیه
مقصدم علیه
اونکه سنگشو به سینه زدم علیه
باید ز ره صدق به این خاک در افتاد
اینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد
شاهان به ادب در حرمش گشته مشرف
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد *
اصل دینم حیدر، نقش نگینم حیدر
روی فرشای حرم وقتی میشینم حیدر
لحظه میشمرم برا لحظه ی مرگم آخه
دیگه بعد مردنم تو رو می بینم حیدر
یا علی یا حیدر
* سید اشرف الدین قزوینی(نسیم شمال)
البته با جابجایی مصرع ها
- پنج شنبه
- 14
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 20:14
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
وحید محمدی


ارسال دیدگاه