بر روی لبش ،وعده به جز نصر نبود
دلگرمی او به جز ولیعصر (عج) نبود
دیدید پناهگاه خاکی اش را ؟
"دیدید که بیت رهبری قصر نبود ؟"
.
تاریخ بگو که مانده چون مَرد علی
از درد وطن نبوده بی درد علی
یک عمر حسینیه ی او فرش نشد
با زیلوی ساده زندگی کرد علی
.
تاریخ بگو که که دَر نرفت از میدان
تاریخ بگو از آن شکوه و ایمان
در طول زعامتش بگو یک ذره
حتی نشده جدا ز خاک ایران
.
ای کهنه عبای وصله دارش، بدرود
ای هیبت همچو ذوالفقارش، بدرود
ای خطبه ی عید فطر و شوق دیدار
انگشتر و چفیه و وقارش، بدرود
.
ای مردترین مرد زمانه بدرود
ای صاحب زهد بی کرانه بدرود
میلاد اماممان حسن نزدیک است
ای شوق قرار شاعرانه بدرود
.
سیدمهدی_بنی_هاشمی
- یکشنبه
- 17
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 1:58
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری


ارسال دیدگاه