بند_اول
سند عشق به نامش خورده
کرده دوریش منو افسرده
خم ابروش بمونه اما
دو تا چشماش دلم رو برده
ناز نگاشو خریدارم
تا به ابد سر بازارم
قمر پرستم و می دونم
اخر سر میزنن دارم
این طریقته ، پر فضیلته
که شجاعت ارثیه ی قبیلته
نور نیرین ، یا اسد الحسین
گوش تو شنوای امر عقیلته
بند_دوم
عرش حق شاه نشینِ عباس
جبرئیل خوشه چین عباس
من شفا خواستم و دکتر گفت
برو کف الیمینِ عباس
وقار حیدر تو نگاهش
سربند یا زهرا سپاهش
لشکر دشمن بی دفاعه
حمایله وقتی سلاحش
یل آهنین ، عموی مه جبین
رد که میشه از عدو سر میریزه زمین
حمله رو ببین ، هی میزنه کمین
صدا تکبیره حسینه میگه آفرین
- یکشنبه
- 17
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 3:0
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- شاعر:
-
محمدرضا مصطفوی


ارسال دیدگاه