ای وای
میون موج غم دلش اسیره
می خواد که پر از این قفس بگیره
اگه نره پیش عمو می میره
داره
می بینه غربت عموشو ای وای
حالت سرخ رنگ و روشو ای وای
خسوف ماه آرزوشو ای وای
می گه که من طاقت ندارم
غریبیّ تو رو ببینم
عمو حسین یه بار دیگه
می خوام کنار تو بشینم
( عموی مظلومم حسین جان )
چشماش
خیره شده فقط به سمت گودال
عموشو می بینه که بی پر و بال
افتاده بین دشمنا چه بی حال
قلبش
بی قراره تا لحظه ای که باشه
محاله از عمو حسین جداشه
آرزوشه پای عمو فداشه
خون کریم آل طه
جاریه توی رگ و خونش
می گذره از همه وجودش
فقط برای عموجونش
( عموی مظلومم حسین جان )
آخر
به پیش چشم بابا روسفید شد
برای خیمه ها نور امید شد
به روی
- پنج شنبه
- 25
- مهر
- 1392
- ساعت
- 17:18
- نوشته شده توسط
- علی


